سيد علي اكبر قرشي
1035
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
زنان خواهد بود و با امير بودن كودكان و تدبير خواجگان . چهارم : دربارهء عائشه آنگاه كه در بصره گرفتار شده ، فرمود : « و امّا فلانة فادركها رأى النساء و ضغن غلافى صدرها كمرجل القين » خ 156 218 ، امّا عائشه رأى و انديشهء زنان او را دريافت ، و كينهايكه نسبت به من در سينهاش مانند ديگ آهنگر مى جوشيد پنجم : در نامهء 14 373 فرموده : « فانهنّ ضعيفات القوى و الانفس و العقول » غير از اين پنج موضع چيزى كه مورد شبهه باشد در « نهج » يافته نيست ، ابن ابى الحديد در شرح قسمت اوّل ( نواقص العقول ) مى گويد : اين فصل همهاش اشاره به عائشه است و اصحاب ما ( معتزله ) اتفاق دارند كه عائشه در قيامش بر امام عليه السلام راه خطا رفت . . . ابن ميثم مى نويسد : چون واقعه جمل پيش آيد و آنهمه انسانها با عمل به رأى باطل يك زن كشته شدند ، حضرت خواست به وجوه نقصان زنان اشاره كند . محمد عبده مى نويسد : خداوند زنان را آفريده و ثقل حمل و تربيت اولاد را تا سنّ معيّن بر عهدهء آنها گذاشته است ، گوئى كه آنها مخصوص تدبير منزل و ملازمت آن هستند و آن يك دائره محدودى است و شوهران در منزل قيّم آنها هستند ، لذا خداوند به همان اندازه كه احتياج دارند براى آنها عقل آفريده است ، شرع نيز مطابق فطرت آمده است پس زنان نه در عبادت لاحق مردان هستند و نه در شهادت و نه در ميراث . نگارنده گويد : روح كلام امام صلوات الله عليه در كلمهء « ناقصات العقول » است ، اين مطلب بر كسى پوشيده نيست كه از نظر خلقت ، عقل مردان از زنان زيادتر است و عاطفهء زنان از مردان بيشتر مى باشد ، اين جريان زنان را از لحاظ ادارهء امور عالم از مردان عقب گذاشته است ، لذا در مقابل هزاران مرد فقط يك زن بلكه كمتر به حكومت رسيدهاند . اين كه شهادت دو نفر زن در جاى شهادت يك مرد است و قرآن مى فرمايد : « فرجل و امرأتان » اين نيز در اثر كثرت عاطفه زن و تعقّل مرد است ، پس